بديهي است كه انسان در لحظه به آن نظر و عقيده اي كه دارد اعتقاد داشته و آن را درست ميپندارد، و در واقع اگر خلاف اين باشد همان لحظه نظر خود را به سمت نظر درستتر تغيير ميدهد. اما اين اعتقاد به نظر خود، نبايد اين نكته را از ياد ببرد كه لزوما عقيده ي ما درست نيست. بايستي اين ظرفيت را در خود ايجاد كرده كه سياليت را در افكار و عقايدمان وارد كرده و به قول "كانت" شجاعت دانستن داشته باشيم. هيچ پشتوانه اي به جز عقل درستي عقيده ي ما را اثبات نميكند. هيچگونه پشتوانه غيرعقلي و فرامادي از قبيل وحي، آيه، حديث، نقل قول و ... نمي تواند ملاك اعتبار آرا و عقايد باشد. پرواضح است كه اين قبيل مفاهيم فقط براي پيروان و معتقدان به آن ايدئولوژي خاص مورد قبول است و در اين آشفته بازار ايدئولوژيها اين "عقل گرايي" است كه تنها ملاك همه پسند سنجش عقايد است.
قابل كتمان نيست كه عقلانيت همراه با نقصان است. اما در مواجه با اين نقصان تكيه كردن بر مفاهيم فراعقلي براي يافتن حقيقت راه حلي است كه تاريخ انقضایش فرا رسيده است. سالهاست كه غبار تاريخ بر مفاهيم فوق نشسته و ديگر جوابگوي عقل پوياي بشري نيستند. اما نقص عقل را چه كنيم؟ همين قبول نقص براي عقل مهمترين امتياز "عقل گرايان" بر پيروان ايدئولوژيهاست. هيچ ايدئولوژي را نميتوان نام برد كه نقصش را قبول كرده و مارك "كامل بودن" بر خود نزده باشد و سخن خود را قطعيت نداند. به دور باد از انسان كه قطعيت را بپذيرد كه قطعيت همان و "توهم" همان.
قبول وارد بودن نقص بر عقلي كه پشتوانه عقيده شده است اين مجال را به فرد ميدهد كه فارغ از هر گونه محدوديت و "آزاد" حقيقت را جستجو كند. تضارب آرا و عقايد در فضايي كه همگان عدم قطعيت نظر خود را پذيرفته اند در نهايت برآيندي ميدهد كه كج روي هاي مختلف را تا حد امكان در جهت درستي كمتر ميكند. اين برآيند خود تابعي است از زمان و هرچه زمان از آن بگذرد انحراف از معيارش كمتر و كمتر ميگردد.
زنان ومردان ايراني مخالف قوانين زن ستيز، روز دوشنبه 22 خرداد درميدان هفت تيرتهران گرد هم خواهند آمد تا خواسته هايي همچون منع چندهمسري، لغو حق طلاق يک طرفه مرد، حق ولايت و حضانت بر فرزند توسط پدر و مادر به طور مشترک، تصويب حقوق برابر در ازدواج (مانند حق بدون قيد و شرط اشتغال و حق تابعيت مستقل زنان متاهل و...)، تغيير سن کيفري دختران به 18 سال، حق شهادت برابر، و لغو قانون قراردادهاي موقت كار و ديگر قوانين تبعيضآميز را مطرح کنند.
برای آگاهی از جزییات برنامه و افراد حمایت کننده از این تجمع به لینک زیر مراجعه کنید:
۲۲ خرداد: تجمع مسالمت آمیز زنان در اعتراض به قوانین زن ستیز
گزارش تجمع را روز سه شنبه در همین جا بخوانید.
خواندن مقاله اخیر اکبر گنجی در تجلیل از سیمین بهبهانی را اکیدا به شما توصیه می کنم. گنجی در این مقاله به این نکته مهم اشاره می کند که تحقق تمام ایده آلهای بشر از جمله آزادی٬ عدالت٬ حقوق بشر و ... همزمان پرداختن به هر دو زمینه اندیشه و عمل است. این که روشنفکر علاوه بر آنکه بایستی به قول کانت شجاعت دانستن داشته باشد فقط شرط لازم است و بایستی همراه شود با شجاعت عملگرایی. گنجی برای نمونه عملگرایی بدون پشتوانه اندیشه٬ نظام سوسیالیستی شوروی را مثال می زند و ادعا می کند که علی رغم نظر تروتسکی- از رهبران اصلی انقلاب سال ۱۹۱۷ شوروی (انقلاب بلشویکی)٬ که بعد از آنکه از جانب لنین از حکومت خارج شد و منتقد انقلاب شد توسط استالین کشته شد- که ادعا می کند انقلاب بلشویکی منحرف شده است٬ دیکتاتوری استالین را "تحقق دقيق ايدئولوژي انقلابي ماركسيسم – لنينيسم" می داند. گنجی همچنین انقلاب ایران را نیز صرفا یک انقلاب عملگرای بدون اندیشه می داند و لذا قبول ندارد که انقلاب ایران منحرف شده است. وی در ادامه روشنفکرانی را نیز که صرفا می اندیشند و نظریه می دهند٬ بدون اینکه خود در راستای عمل قرار بگیرند٬ مورد نقد قرار می دهد. و در نهایت شجاعت را هم در زمینه اندیشه و هم عمل الزامی می داند.
با این مقدمه گنجی در نهایت بانو سیمین بهبهانی را به عنوان نمونه ای از دگراندیشان عملگرا مورد تجلیل قرار می دهد و این که وی در کنار شجاعت در شعر و اندیشه نابش٬ شجاعت عمل به وظایف مدنی خود را نیز دارد.

