کمتر از ۲۴ ساعت از آخرین صحبتم با "جلوه" نگذشته که sms میاد و اسامی بازداشت شده ها رو خبر میده:
یاد نگاههای مصمم جلوه٬ زارا٬ سارا٬ محبوبه و ... می افتم. یاد صحبتهای گرم نوشین احمدی و پروین اردلان می افتم. یاد مهربانی شهلا انتصاری.
بغضم میگیره٬ قاتی میکنم٬ اعصابم خورده٬
مگه چیکار کردن؟؟
مگه چی میخوان؟؟
مگه ...
خاک تو سر من احمق که یک ذره شعور برای این جماعت رذل و پست قائلم. اینم از جواب سوالم.
ولی جماعت سفیه این را مطمئن باشید که هیچ کدومشان کم نمیارند. ۱ روز نه٬ ۲ روز نه٬ ۳ روز نه٬ ... ۳۰۰ هزار روز نیز زندانیشان کنید٬ کم نمی آورند٬ پا پس نمی کشند. این را من از نگاه تک تکشان خوانده ام٬
کاش جهالتتان اجازه می داد که شما نیز ببینید٬ کاش.
گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام و ساقه های جوانم از ضربه های تبر هاتان زخم دار است. با ریشه چه می کنید؟
گیرم بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای پرواز را علامت ممنوع می زنید. با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید؟
گیرم که می زنید . گیرم که می برید . گیرم که می کشید با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید؟
با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید٬ جماعت؟
لینکهای مرتبط با این موضوع:
-
مراسم سخنرانی با عنوان «صیانت از میراث فرهنگی» در سازمان دانش آموختگان ایران برگزار می شود. به گزارش روابط عمومی سازمان، در این مراسم که به بررسی موضوع آبگیری سد سیوند اختصاص دارد آقایان بهاالدین ادب و کوروش زعیم سخنرانی خواهند کرد.
این مراسم روز چهارشنبه 9 اسفند، ساعت 5:30 بعدازظهر در محل سازمان دانش آموختگان ایران واقع در خیابان خواجه نصیرالدین طوسی، نرسیده به میدان سپاه، پلاک 201 طبقه سوم برگزار خواهد شد. -
انجمن دفاع از حقوق زندانیان" به مناسبت فرا رسیدن روز جهانی زن، همایش " زن و زندان" را با هدف بررسی حقوق زنان زندانی برگزار می نماید، بدین وسیله از تمامی علاقمندان جهت شرکت در این همایش دعوت میگردد.
زمان: چهارشنبه، ۱۶/۱۲/۸۵
ساعت: ۱۵-۱۹
مکان: تهران، خیابان طالقانی، جنب سینما فلسطین، خیابان برادران مظفر، پلاک ۸۸
مکان: میدان عشرت آباد تهران.
بعد از کلی تکاپو و به کمک یکی از دوستان آدرس دفتر سازمان ادوار تحکیم وحدت را پیدا می کنم. ساختمان هیچ تابلو و مشخصه ای ندارد٬ وارد می شوم٬ به یک آقایی سلام می کنم (بعدا می فهمم سعید حبیبی دبیرکل دفتر تحکیم وحدت است)٬ داخل تقریبا پر است٬ یه جایی دم در میشینم٬ چهره های آشنا را یکی یکی دید میزنم٬ تصاویر روزنامه ای و اینترنتی حالا دیگه واقعا جلو چشمام هستن و این یک شوق بچگانه تو دلم میاره. ردیف اول بابک احمدی٬ مهندس موسوی خوئینی و دکتر جواد مجابی رو می شناسم. پشت سرشون هم عبدا.. مومنی و کیوان صمیمی برام آشنا هستن. بقیه حاضرین همگی جوانند و تقریبا همه با هم آشنان٬ این یک حس غربت میده٬ اما خیلی زود درد مشترک جای غربت رو میگیره.
خیلی زود جای یکی از بچه ها رو که بلند میشه میگیرم و روی صندلی میشینم بغل یک جوان خوش قیافه ولی مضطرب!! بعد از خوندن چند تا شعر و ازجمله شعر علیرضا کرمانی (دوستانی که مجله نامه میخوندن یادشونه) مجری- محمد صادقی- از پیمان عارف می خواد بیاد و شعرش رو بخونه. جوان نگران بغل دست من بلند میشه و به طرف مجری میره. عکسش رو قبلا دیدم ولی نشناخته بودمش٬ بس که شکسته شده پیمان. شعر پیمان عارف خطاب به احمد باطبی بود. وسط شعرش روبه حضار گفت کسایی که بند ۲۵۳ (؟) زندان سپاه رو رفتن دیوار سفید روبه روشون رو تجسم کنند. بغضش شکست و ...
نوبت سخنرانی بابک احمدی که رسید٬ وی به پیمان عارف اشاره کرد و گفت خیلی زوده که اینقدر ناامید بشی جوان. با این سخن احمدی هق هق گریه پیمان عارف که حالا بغل من بود بالا گرفت٬ بس که شکسته بود پیمان. پروفسور احمدی از ۴۰ سال استبداد گفت و از دغدغه تمام نشدنی آزادیخواهان ایران. صادقی مجری مراسم در تایید سخنان دکتر احمدی گفت: "ناامید مردم را معادی مقدر نیست" با این جمله احمد شاملو هم نقشی در مراسم به عهده گرفت!
حضار در هنگام حضور دو کس ایستاده به تشویقشان پرداختند. اولی بانوی شعر ایران "سیمین بهبهانی" و دیگری پدر احمد باطبی.
حسن ختام مراسم سخنان سیمین بهبهانی و تبریک وی به پدر احمد باطبی برای داشتن چنین پسری بود.
بعد از دو بار اشک ریختن توی مراسم احساس لذت میکنم. لذت دغدغه آزادی را چشیدم و از امید به چشیدن لذت آزادی لبریز شدم.
زمان: دوشنبه ۷ اسفندماه٬ ساعت ۷ عصر.
مکان: میدان عشرت آباد تهران.
مطالب مرتبط:
يه بغل بوسه پيشكشت.


