تبليغاتX
موج سرکش
سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 ساعت 23:26

"سقوط" نوشته "آلبر کامو" چندمین رمانی است که خواندنش در این مدت توجه من را بسیار جلب کرد. "سقوط" بعد از "بیگانه"٬ "خداحافظ گاری کوپر" و "بار هستی" احساس جالبی به من بابت ارتباط عمیق با شخصیتهای داستان داده است. شخصیتهایی که وجه اصلی همگیشان خاکستری بودن است. خاکستریهایی که مثال من سفیدند و سیاه. تیره اند و نفرت برانگیز و روشن اند و تحسین برانگیز٬ خود اما به خیال خود متفاوتند و بی تفاوت. اندیشه می کنند بلندی را و می آزمایند پستی را. آرمان دارند و در واقعیت گمند و بالاخره انسانیت تعارف می کنند و مانده اند هنوز الفبایش را.  

نوشته شده توسط رامیار | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 ساعت 0:5

دور جدید برخوردهای حکومت این بار در قالب اعدام تعدادی از به اصطلاح "اراذل و اوباش" نمود پیدا کرده است. پیرامون این رویداد دو نقد دارم:
نقد اول به آمرین و عاملین این گونه برخوردهای به شدت خشن وارد است. این که بدون اجرای محاکمات علنی و براساس تعاریفی گاه نامشخص٬ اراذل و اوباش توسط کسانی که خود داشتن صلاحیت تشخیصشان مورد سوال است٬ مجازات می گردند این نقطه ابهام بزرگ را باقی می گذارد که هدف از این جنس برخوردها چیست؟ بر این عقیده ام که تطهیر جامعه و دفاع از شرف و ناموس ملت (به ادعای آقایان) هدف نیست٬ بلکه ایجاد فضای رعب و وحشت و امنیتی نمودن جامعه تحت لوایی عامه پسند و قابل دفاع هدف غایی چنین پروسه ای است و اگرچه طناب دارش گردن "اراذل و اوباش" معرفی شده حکومت را می گیرد اما دود آتشش چشم دگراندیشانی را هدف گرفته که همه جرمشان قرار نگرفتن در دایره "خودی" آقایان است. بوق تبلیغاتی که در پناه آن برخوردهای شدت یافته اخیر با فعالین مدنی کم هزینه تر دنبال می گردد تنها نتیجه ای است از این گونه اقدامات.
نقد دوم اما به نحوه و شیوه مجازاتهای اخیر برمیگردد. با قبول این مسئله که تمامی کسانی که تحت عنوان مذکور مجازات می گردند مجری جرایمشان بوده اند٬ خشونت به کار رفته در برخورد با اینان (اعدام) مدتهاست به تاریخ انقضا رسیده است و این عمل قرون وسطایی نه آن پاسخی را می گیرد که آمران مجازات ادعا دارند٬ که تاریخ نشان داده بذر خشونتی که این چنین عملی می کارد توان چندم این "اراذل و اوباش" رفته بر دار را دیر یا زود به بطن جامعه برمی گرداند و وای بر آن روز.

نوشته شده توسط رامیار | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه دهم مرداد 1386 ساعت 23:35

زین پس "چه می خوانم" ها می پردازد به مختصر نگاهی به کتابهایی که در حال خواندنشان هستم. به دنبال آن نیز می آید "چه میبینم" ها که نگاهم را به فیلمهایی که می بینم در بر دارد و روده درازی های گاه و بی گاه گذشته ام را نیز "چه می اندیشم" ها را تشکیل می دهد. باشد که این شوقی باشد که اندیشه تن پرورم را تکان بیداری دهد که زود است به گل نشستن مرا. سنگ بزرگ نشان نزدن است آیا؟

نوشته شده توسط رامیار | لینک ثابت | موضوع: