از سری فیلمهایی که قهرمان داستان (آدرین برودی) توانایی سفر در طول زمان را دارد. این بار اما اندکی ژرف و معنادار. قهرمان خود در نامه ای که به یکی از شخصیتهای داستان می نویسد نتیجه و سخن فیلم را می گوید: اگر مرگت را به یاد داشته باشی هر لحظه ات زندگی است. سخن نغز است و جای تامل دارد اما شیوه بیان آن در فیلم آدم را یاد پیامهای اخلاقی سریالهای طنز تلویزیون می اندازد.
"ژاکت" فیلمی معمولی است٬ دیدنش را توصیه نمی کنم اما اگر پای فیلم بنشینید به احتمال فراوان تا آخر می بینید٬ خواه مانند من دو بار چرتتان بگیرد.
بارون درخت نشین داستان آدمی است که عرف و رسم اجتماعش را تاب نمی آورد و سر سرکشش را "درخت" مرهم آرامش می نهد. از اجتماع به اندازه قامت درختان دور می شود و آنگاه است که آن را بهتر و بیشتر و انسان تر تجربه می کند. خردورزی٬ آرمانخواهی٬ عملگرایی٬ عشق و وصل و فصل و صلح و جنگ را تجربه می کند. یاد می گیرد و یاد می دهد زندگی را. می ستایندش و دیوانه می انگارندش. تن به هنجار نمی دهد و تا آخر عمر ارتفاع یک درخت فاصله را رعایت می کند. حکایت انزوای انسان هنجار گریزی که فاصله او را به بطن جامعه اش نزدیکتر می کند.
ترجمه فصیح و روان مهدی صحابی بر این کتاب گواه دیگری است بر تبحر این غول ترجمه ایران.
-
سایت کردها و کمپین یک میلیون امضا فیلتر شد. طعم تلخ و گوارایی دارد این گونه رویدادها. مبارک دست اندرکارانش.
-
گدا. نوشته "نجیب محفوظ" ترجمه محمد دهقانی٬ انتشارات نیلوفر.
سرنوشت سه مبارز جهان سومی که جوانی را پی آرمانهایشان به میانسالی متفاوت از هم طی کرده اند. یکی آنقدر درگیر روزمرگی زندگی می شود که یکباره جنون و ابتذال دامنش می گیرد٬ دیگری سر گرم می کند با شبه هنرش و آن یکی تازه درآمده از زندان جامعه را تاب نمی آورد و بار دیگر زندان می رود. گدا سرنوشت روشنفکران جهان سومی است به ادعای مترجم: "روشنفکرانی که در جوانی پرشور و آرمانخواهند٬ در میان سالی نومید و محافظه کار می شوند و اگر زنده بمانند در پیری گرفتار عذاب وجدان می شوند و به حکمت و عرفان روی می آورند." به رای من "گدا" داستانی است به غایت متوسط و نه لایق نوشته قرمز روی جلدش: "برنده جایزه نوبل ۱۹۸۸". -
ویکنت دو نیم شده نوشته "ایتالو کالوینو" ترجمه پرویز شهدی٬ نشر چشمه.
ویکنت در جنگ به طور کامل از وسط دو نیم می شود. ادعا این است که "زیبایی٬ خرد و عدالت فقط در چیزی وجود دارد که قطعه قطعه شده است." نیم "شر" می کشد و شکنجه می دهد و ظلم به پا داشته٬ نیم "خیر" ادعای داد دارد و نیکی. جامعه هیچ یک را برنمی تابد و از دست یکی به دیگری پناه می برد. هر دو مطلقند اما محیطشان مطلق نمی پذیرد. در نبرد تن به تن "خیر" و "شر" یکی می شوند و انسان حاصل می گردد. خاکستری٬ نیم خیر و نیم شر.
یک سال از برپایی کمپین یک میلیون امضا برای رفع قوانین تبعیض آمیز علیه زنان ایران گذشت. مبارکتان باد دوستان معترض٬ اراده اتان پایدار.

