دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 ساعت 22:26
نصیبتان مباد تَرَکی که روان من از این تغییر دما برد. به ناگاه وارد شدنم از فضای ناب و پاک فکری و روانی دانشجویی (از آن نوعش که من داشتم) به محیط به غایت متعفن و مستهجن کار (از این نوعش که من دارم) آن چنانم کرده که آن پسر سرزنده ای که آرامشش بارها حسرت برانگیخت٬ اینک روز نیست که نگویندش آرام باش.
می دانستم که میان ایده آل و واقعیت فاصله است گاه بعید٬ نمی دانستم اما که ...
... واقعیت جای زندگی نیست.
چه کوتاه بود افسوس٬ عمر زندگیم.

