تبليغاتX
موج سرکش
چهارشنبه هشتم اسفند 1386 ساعت 23:1

هفته گذشته برای معدود باری در طول زندگیم مزه تلخ "ناامنی" را عمیق چشیدم. حاصلش روانی شد آشفته، ناآرام و پرخاشگر. مانده از تصمیم­گیری براساس منطق و رانده از تعلیق حاصل از آرامش. نشاط محیط کار، جایش چشمانی نگران بود که همکاران بی­تفاوت را نیز تعجب برانگیخته بود. برای اولین بار در خواب کابوسی از جنس کابوس­های کودکانه دیدم، صورتکی وحشت­برانگیز به یکباره جلوی رویم می­آمد و شوکه­ام می­کرد و ...

خواب را مدت زمانی اندک لازم است که بیداری به همش ریزد. بیداری اما کابوس­هایی با خود دارد که چه توان بر هم ریختنش دارد را، مانده­ام هنوز.

هفته­ی ناامن با خبر مرگ "فرزاد"ی آغاز شد و با خبر محکومیت مرگ "فرزاد"ی دگر به پایان می­رسد. افسوس که ناامنیش را ارثیه­ی هفته­ی بعدش می­کند و نمی­دانم تا به کی هفته­هامان میراث شوم ناامنی با خود به همراه دارند؟!

 

قاصر از بیان احساس، کلام به "شاملو" وا می­گذارم همه­ی آن­چه را برای "فرزاد کمانگر"، لغتش جستجو می­کردم:

 

آن­جا که عشق

غزل نیست

              که حماسه­یی­ست،

هر چیز را

             صورتِ حال

                          باژگونه خواهد بود:

 

زندان

       باغِ آزاده مردم است

و شکنجه و تازیانه و زنجیر

نه وهنی به ساحتِ آدمی

                                  که معیار ارزش­های اوست.

 

کشتار

        تقدس و زهد است و

                                   مرگ

                                         زنده­گی­ست.

 

و آن که چوبه­ی دار را بیالاید

با مرگی شایسته­ی پاکان

به جاودانه­گان

                 پیوسته است.

 

 

 

پی نوشت:

  • بیانیه درخواست آزادی و لغو حکم اعدام فرزاد کمانگر را امضا کنید. (+)
  • بابا آب داد؟!/ نامه فرزاد کمانگر به دانش آموزانش (+
  • اطلاعيه مطبوعاتي فدراسيون بين المللي جامعه هاي حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران در اعتراض به صدور حکم اعدام سه فعال کرد (+)

  • حمایت فعالین کمپین یک میلیون امضا از کمپین لغو حکم اعدام و آزادی فرزاد کمانگر با انتشار نامه اخیرش به دانش­آموزانش/ سایت تغییر برای برابری (+)، سایت گورین بو یه­کسانی (کردها و کمپین یک میلیون امضا) (+)

نوشته شده توسط رامیار | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه سوم اسفند 1386 ساعت 11:37

چشمان پراشک زن جوان و هم روستایی "فرزاد قبادی" خبر را به من رساند. می دانم منطقا چنین مدرکی دلیل درستی خبر نیست اما من باورش کرده ام٬ به یک دلیل ساده اما محکمه نپسند: دیدن چشما آن زن جوان.
آری "فرزاد قبادی" جلوی چشمان خواهر و خواهرزاده خود به قتل رسیده است. خواهر اکنون در زندان و خواهرزاده٬ داماد٬ برادر و ...

نوشته شده توسط رامیار | لینک ثابت | موضوع: