تبليغاتX
موج سرکش
سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 ساعت 14:51
گفت و گو با رادیو زمانه (رادیو ژیار) پیرامون وضعیت دانشجویان زندانی کرد
 
نوشته شده توسط رامیار | لینک ثابت | موضوع: مصاحبه 
دوشنبه سیزدهم آبان 1387 ساعت 21:51

همان اوایل رقابت دو نامزد اصلی حزب دموکرات آمریکا علایق فمینیستی خود را فدای آنچه به نظرم فرمان تعقلم بود، کردم و طرفدار پر و پاقرص ریاست جمهوری "باراک اوباما" در کاخ سفید شدم. این­که به من و شما و همه آنانی که از جایی غیر از آمریکا این انتخابات را دنبال می­کنند، چه مربوط که در ینگه دنیا چه خواهد شد، نامربوط سوالی است در این هنگامه. قدرت سیاسی، اقتصادی ایالات متحده چنان فاصله­ای از رقبایش گرفته که تا مدت­ها سخن از تک قطبی بودن جهان، به گزافه نباشد. اتحادیه اروپا به عنوان جدی­ترین رقیب شکستن این انحصار، در پی سرعت فزاینده گلوبالیزاسیون، هویت آن چنان مستقل از سیاست­های آمریکا ندارد که بخواهیم در مقابلش قرار دهیم.

گذشته از این ژست روشنفکرانه، به لطف دیش و رسیورهایی که حال دگر در خانه من و شما به وفور یافت می­شود، آن­قدر وقت صرف نظاره زرق و برق کمپین­های انتخاباتی نامزدهای پریزدنتی کاخ سفید کرده­ایم که برایمان مهم باشد که 4 نوامبر، "اوباما" را به کاخ سفید می­فرستد یا "مک کین"؟!

این مقدمه و گزاف­گویی همه بهر آن بود که بگویم مشتاقانه منتظر انتخاب "باراک اوباما" هستم به این دلیل که:

1-   دقیقا به همان دلیلی که "مک کین" توده هنوز مذهبی و محافظه­کار آمریکا را از آن می­ترساند، "اوباما" یکی از لیبرال­ترین نامزدهای حزب دموکرات در چندین سال اخیر بوده است. این برای من لیبرال البته بسی خوشایند است. با اعتراف به این­که "اوباما" به درستی تسلیم رفاه اجتماعی است، البته نه آن­چنان که به مانند "مک­کین" وعده سرخرمن کاهش مالیت طبقه متوسط را وسیله جمع رای کند. و نیز مذهبی است، نه آن­گونه که مک­کین، "سارا پی­لین" پوپولیست و دگم و بسته به کلیسا را معاون خود کند که هنوز افتخارش مخالفت با سقط جنین است. با این توضیح و یادآوری معاونت پیر صریح لیبرالی چون "جو بایدن"، همین اندازه از لیبرال بودن "اوباما" نیز مرا بس.

2-   اگر چه بسیار شنیده­ایم که رویکرد این دو نسبت به ایران تفاوت تاکتیکی دارد و نه استراتژیک، اما همین تفاوت در تاکتیک نیز به اعتقاد بسیاری از تحلیل­گران اوباما را از موضع نزدیک به حقوق بشری با ایران مواجه می­کند. "اوباما" اهل مذاکره است و صلح، اگر چه برای مردم زخمی از تروریسم آمریکا، گزینه حمله نظامی به ایران را منتفی نداند.

 

پی نوشت: برگزاری مراسم افتتاح شعبه کرمانشاه سازمان دانش آموختگان با حضور احمد زید آبادی دبیرکل این سازمان (+)

نوشته شده توسط رامیار | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه سوم آبان 1387 ساعت 13:6

عشقهای خنده­دار؛ نوشته میلان کوندرا، ترجمه فروغ پوریاوری، انتشارات روشنگری و مطالعات زنان.

  • پیش نوشت: دوران خشکیدن قلم در دستم اجحافی شد در حق یک دوجین کتاب که توشه­ی برگرفته­ام از آنان ثبت مکتوب نگردد، آن­چنان که ثبت خاطر گردید. گلی به جمال میلان کوندرا که بار دیگر این عادت جاری کرد، امید که بماند.

از جمله تاثیرگذارترین نویسندگان بر ذهن و اندیشه­ی من میلان کوندرا نویسنده اهل چک مقیم فرانسه است. شاهکارش، "بار هستی" پل اتصال دوران کتاب­خوانی من بود در دو دوره سنی متفاوت از زندگی­ام. به گونه­ای می­توانم اقرار کنم که مطبوعات کوندرا، آن­چه را انتظار و نیاز من است از خواندن، برایم روشن کرد. کوندرا انسان را می­نویسد، نقاب و لباس و بزک، جاه و جلال و جبروت، و هر آن­چه رنگ و لعاب دروغین نصیب انسان می­کند، پیرایش کرده و آدمی را عریان و لخت و عور، زننده اما واقعی، جلو دیدگان خواننده­اش می­نمایاند. این است شیفتگی آمیخته با ترس من از میلان کوندرا و کتاب­هایش.

"عشقهای خنده­دار" مجموعه چند داستان است که در آن کوندرا شخصیت­های داستانش را قلقلک می­دهد، آن­قدر که گریه افتند!! روابط و قراردادها را پوست می­کند و بی هیچ قضاوت از جانب خود، در معرضش قرار می­دهد. سهل و ممتنع، شوخی کوچکی، بحرانی گاه سترگ دچار قهرمان می­کند و ترکشش البته که خواننده را نیز در امان نمی­گذارد. هر چهار داستان کتاب روایت رابطه­ای عاشقانه است که دستخوش نهیبی می­گردند، گاه یک شوخی، گاه یک تردید و گاه یک دروغ مصلحتی. داستان این­گونه ساده شکل می­گیرد و این­چنین 170 صفحه کتاب می­شود کار 3 ساعت خواندن.

نوشته شده توسط رامیار | لینک ثابت | موضوع: کتاب