- روزگار غریبی است نازنین٬ از این بابت که آدم کل هزینه احتمالی که قراره از بابت هر نوع فعالیتی بدهد را بی خیال گردیده٬ همه دغدغه اش نحوه برخورد خانواده و نزدیکانش است. به شخصه طی ۴۸ ساعت گذشته٬ قبل و بعد از مصاحبه زنده با برنامه سه کو (seko) تلویزیون تیشک٬ همه نگرانی و ترسم! از واکنش خانواده ام بود. بعد از قول ضمنی عدم مصاحبه در روز قبل٬ خوشبختانه شب مصاحبه منجر شد به مسافرت پدر و مادر که تهدید پدر مبنی بر قطع سیم تلفن خانه عملی نگردد. اما همان طی مصاحبه وامصیبتها آغازید و هنوز پایانش متصور نیست. قهر چند ساعته پدر٬ تهدید مادر به ترک خانه!٬ طعنه و تشر برادر و خواهر و توصیه دوست و رفیق به مصلحت گرایی نصیب این مدت من است. اگر که می پندارید این به اصطلاح فعالان مدنی پشتشان به حمایت خانواده گرم است٬ زهی خیال باطل٬ حداقل در مورد اینجانب.
- روزگار غریبی است نازنین٬ از این بابت که به روایت اخبار ورزشی شبکه سوم ج.ا. در بیجار کودکان و زنانی نه بسیار٬ طی اقدامی جان بر کفانه در حمایت از زنان و کودکان مظلوم غزه اقدام به اسکی نمودند. اگر که می پندارید خاطر ایشان حین اشتغال به این ورزش بس گران بابت تفریح مبسوط گشته٬ ذهی خیال باطل. در همین راستای حمایت٬ من نیز طی اقدامی به یاد ماندنی کل روز جمعه خود را در همدردی با مردم غزه خوابیدم!!
- روزگار غریبی است نازنین٬ از این بابت که برای حمایت از همین مردم غزه چند نفری از اعضای کمپین یک میلیون امضا که برنده جایزه سیمون دوبوار شده٬ پیشنهاد اهدای مبلغ ۳۰ هزار یورویی جایزه به مردم غزه شدند. بابت این که در این دو سه هزار کیلومتری که ما تا غزه فاصله داریم هیچ دلیل موجهی برای کمک مادی پیدا نمی شود و علی رغم آنچه ما می بینیم و می شنویم اوضاع بر وفق مراد است و همه خوشی زده زیر دلشان٬ خوشحالم. اگر که می پندارید این اقدام درجه غیرقابل قبولی از مصلحت گرایی است و از آب گل آلود ماهی گرفتن و این که پیشنهاد دهندگانش در دجله می اندازند که فردایش در بیابانش باز گیرند و در مقابل تهمت عدم حمایت از مردم بی دفاع فلسطین برگ رو کنند٬ زهی خیال باطل.
- روزگار غریبی است نازنین٬ از این بابت که با به میان آمدن بحث جایزه نقدی کمپین٬ گیس کشی به راه افتاده که به شخصه inbox جی میلم یارای تحملش ندارد. بسیارشان تعبیرش به فضای دموکراتیک بینشان (یا بینمان!) می کنند. دل خوش سیری چند. به یاد ندارم هیچ کدام از مباحث مطرح شده در حیات کمپین این چنین مخاطب جلب کرده باشد از میان فعالان برابری خواه. تنها راه حلی که به ذهن من آمد٬ خریدن یک عدد لپ تاپ برای جناب کاوه است که فقط هزار یورو می طلبد٬ بقیه ۲۹ هزار تا را چه کنیم واگذار به توجهات جلب شده عزیزان.
پی نوشت۱- بابت اضافه نمودن ایمیل من به لیست دهانت سرویس باد کاوه. دیگه واقعا حالم از ایملهای با عنوان campaign-prize به هم می خورد.
پی نوشت۲- یک مطلب و این همه خیر و برکت!! بعد از خرید لپ تاپ برای کاوه مقرر گردید یک گوشی مامان برای بهاره خریداری شده و مابقی پول در اختیار نفیسه قرار گیرد از برای خرید که فکر نکنم ولی رهن خانه ای اندر پایتخت. با تشکر از حسن ظن بنیاد محترم سیمین دوبووار.
۱- در دنیای رسانه همه خبرها برابرند٬ اما بعضی خبرها برابرترند. جدای از این گل واژه ای که تن جورج اورول رو دچار رعشه ی درون قبری کرده یحتمل٬ جو رسانه ای اخیر جریان حمله اسرائیل به غزه است و کلهم دنیا جان بر کف پی حق حیات ساکنانش هستند٬ من نیز هم.
به یاد ندارم فجایع انسانی گاه از این نیز هولناکتر٬ این گونه رسانه های همه رنگ جهان را تحت تاثیر قرار داده باشند. چند ده برابر غزه در کشورهای آفریقایی طی سال گذشته توسط این و آن رژیم به خون غلتیدند و دریغ از مشتی گره کرده در کوچه پس کوچه های نیویورک و تهران و پاریس و بیروت و ...
ای کاش وجدان بیدار مسلمانان و نامسلمانان جهان اسلام و دور و برش این گونه به درد آمدنش را شامل حال همه آنهایی که خون نصیب می برند از جنگ قدرت حکومتگران کند.
۲- به تمام انفاسی که می خواهند در آینده دور و نزدیک به دنیای ما قدم رنجه نمایند توصیه می کنم اگر قصد دارند کودک و زن غیرنظامی شوند و به خاک و خون بغلتند٬ جهت ثبت در تاريخ و گم و گور نشدن٬مرحمت فرموده آنجایی نزول اجلال نمایند که خروار خروار گزارشگر و دوربین العالم و المنار و PRESS TV تشريف دارند. صد البته اين مكان نه روستاهاي مجاور كوهستان قنديل و جنگلهاي آفريقا كه باريكه اي است غزه نام.
۳- ديرهنگامی است قرمزی خون تو مقابل ديدگان نزديكانت حتی٬ رنگ باخته است روله ی۱ كُرد. كاش همه آن چشمان دوربينی كه نزديكت منزل دارند و از براي كودكان غزه كاغذ سياه كردند٬ عينكی می زدند و نزديكشان می ديدند. شرم ندانستن شمار كودكان و زنان خونين و روستاهای تخليه شده ی مرز كردستان كه در پی بمباران رژيم ايران آواره گشتند نثار مناديان حقوق بشر هم جوارت.
۴- چه اندازه كريه است توجيه جنگ و حمله. شنيدن صدای آشنای "مناشه امير" و سعی اكيدش در توجيه حملات اسرائيل به نوار غزه٬ حال به هم زد اساسی.
۱- به معناي كودك در زبان كردي
در کردستان شنیدن خبر خودسوزی زنان و دختران عادی شده است. خودکشی زنان نتیجه فرهنگ پوسیده و کهنه مذهبی- بومی این دیار است و شرمش نثار تمامی عاملان و حاملان آن که به درازای تاریخش قدمت دارند. نیز نثار خفتگان متعصب اسلام گرا و ناسیونالیستی که علی رغم ادعای اختلافاتشان در این یک مورد به راستی اشتراک موضع دارند٬ به گواه تاریخ.
اضافه بر خودکشی٬ چندی است رایج بودن ختنه دختران در کردستان کم و بیش توجه منادیان حقوق بشر را به خود جلب کرده است. نمونه اخیر گزارش تکان دهنده واشنگتن پست در این رابطه است. بابت این جنبه از توحش فرهنگم قبلا نوشته ام٬ انگیزه این نوشته اما شنیدن خبری تامل برانگیز در این رابطه است. زنی ۴۰ ساله اهل یکی از روستاهای توابع کرمانشاه و ساکن تهران٬ به دست خود اقدام به ختنه خود کرده است. خودآزاری زنان کرد اشکال دیگری نیز دارد و بسیاری از ما ناآگاهیم. ناآگاهی که گناهش بسیار بیش از آنکه متوجه آن زنان محبوس در سکوت و خفقان باشد٬ متوجه افکار ناسیونالیست لانه کرده در اذهان بسیاری از مدعیان کنش سیاسی و مدنی است که به خیال خام خود این گونه مسائل اولویت چندم است و قبلش باید مُرد و کُشت٬ در راه آزادی ولات (سرزمین). دور باد روزی که سرزمینم آزاد شود٬ این گونه که اینان می خواهندش.
خبر تکان دهنده مصاحبه وکیل فرزاد کمانگر و طرح توطئه ای که قرار بوده بر علیه فرزاد انجام گیرد٬ بار دیگر نشان داد که هاله تقدسی که ایدئولوژی از هر نوع و رنگش پیرامون هوادارانش قرار می دهد سرابی بیش نیست و به مانند هر آنچه تقدس است٬ زایل کننده عقل بشری است. اگر که صدق کلام فرزاد و وکیلش تایید گردد٬ آن دیگر متهم پرونده فرزاد (لابد یکی از دو نفر علی حیدریان یا فرهاد وکیلی) توسط خود٬ وکیل یا خانواده اش قصد ارتکاب عملی به غایت پست و غیرانسانی داشته که ظاهر به گمان تطهیرشده اش در سراب ایدئولوژی منتسب به آن را کنار زده و نهان کریهش نمود پیدا می کند. چه بدتر آنکه چنین عملی پی "غم زندگی" رخ داده باشد.


