تبليغاتX
موج سرکش
دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 ساعت 0:39

عادت روایی نیست اما به ناچار اکثرمان دچارش هستیم، آنجایی که مطلوب منطق خود را حد کردار نه فقط خود که دیگران نیز می­پنداریم. میزانمان را فهم ناقصمان قرار می­دهیم و حجت بر خود و غیرخود تمام کرده و مجاز نقد هر آن کس خواهیم قرار می­دهیم، بی­آن­که کوچکترین مجالی برای آن دیگری قرار دهیم که کردار متناسب درک خود داشته باشد و ما نیز هم درصدی احترام عملش نهیم و یاد داشته باشیم که به فرض محال نیز شاید، وی درست می­پندارد و نیک رفتار می­کند.

پس این مقدمه، جولانم اندر کنش مدنی در این چند، مسجلم ساخت که بسیاری از مدعیان انصاف که خود زبان و عمل به انتقاد از تئوری وهم­آلود "خودی و غیرخودی" کار گرفته­اند، خود دچارش هستند و دریغا جهلشان نصیب است و نمی­بینندش. از "خود" ندانستن دایره­ای است تو در تو که فقط شعاع قرارگیری افراد داخلش مرز میان "خودی" است و "غیرخودی".

از روزی که وارد تشکیلاتی تحت عنوان "سازمان ادوار تحکیم وحدت" شدم خود نیک می­دانستم که "غیرخودی" بسیاری هستیم. بسیاری که خود "غیرخودی" بسیاری دیگرند. سازمانی از نگاه مشارکت تندرو و از نگاه کیهان گروهک که البته غیرخودی هر دو است، شاید دور و نزدیک. پس تعجبم زیاد نبود آن­گاهی که "وحید میرزاده" روی منبر رفت و انذارمان داد و از تندروی پرهیزمان کرد. خود شاید یاد نداشت که از نگاه طیف وسیعی از سیاسیون "ملی-مذهبی" بودن چند قدم آن ورتر تندروی است و رطب خورده را منع رطب نشاید.

ریز و درشت افرادی که هر از چندی فیلشان هوای هندوستان کرده و وادی انتخابات به فعالیتشان وا می­دارد، جسته و گریخته "غیرخودی" بودنمان را یادآور می­شدند این و آن را. یکیشان دبیر تهرانمان را خطاب می­گرفت و دیگریشان دبیر کرمانشاهمان. این چنین 8 ماه زیر گوش نجوای هشدار شنیدیم. دل خوش به آن­که راه به درست آمده­ایم و پا از حریم مشخصمان فرا ننهاده­ایم، چه آن­که اصولن در این 8 ماه قدمی ننهادیم که معیار پافرانهادنمان قرار گیرد، از این گفتیم که آن­چه ما از "ادوار" می­شناسیم البته که تاب این چنین حرکت دارد با فرض به حرکت در آمدنمان. به حرکت در نیامدیم و فقط و فقط چند گام لنگ گذاشتیم که نظرشان جلب کنیم که تیزرویمان نه آنچنان است که می­پندارند. تا به خیال خام خود "تعامل" ایجاد کنیم و "عملگرا" لقب گیریم و ...

دریغ اما عافیت­طلبی آن چنان ریشه دوانده نهانمان را که چشم بسته به عمل طرفمان، صرفا براساس تحلیل خام خود، آن هم برگرفته از شنیده­های نه چندان مطابق واقعیت، کمر به کشیدن خط آشنا و تعفن­برانگیز "خودی" و "غیرخودی" میان خود غیرخودمان کردیم. هیچ­گاه آن بی­اخلاقی مدنی را یاد نخواهم برد که لابی اندر اتاق تشکیل شد و لیست "خودی" بستند قبل از آن­که بیچارگانی که فراخوانده بودیمشان انتخاب کنند آنانی را که به نظر شایسته ترند.

به راستی آنانی که آن روز تمام هم و غمشان شده بود نیامدن فلانی میان کاندیداها و در نیامدن فلان و به صدر نشستن بهمان از میان آرا، به چه رویی در مقام سازمانی "شبه اپوزیسیون" زبان به انتقاد از نظارت استصوابی "شورای نگهبان" می­گشویند. برای من کم­خرد نیز بگویید چه فرقی است میان استصواب شیخ احمد جنتی که به بهانه­ی بر باد ندادن "نظام" اجازه به بسیاری و از جمله نزدیکان تفکر شما و ما نمی­دهد که در معرض رای مردم قرار گیرند با شمایی که بسیار پرشورتر از تمام اوقاتتان این اتاق و آن اتاق در نوردید و سر در این حلقه و آن حلقه کردید که آنانی چینید که "شعبه سازمانتان" بر باد ندهند؟!

نپرسید زین پس که کدامین حق را داراست "احمد جنتی" که به خود اجازه تصمیم قبل از موعود و نوشتن نسخه می­دهد از برای همگانی که به خیال انتخاب می­آیند، که خود می­باید حداقل مرا پاسخی دهید درخور که به کدامین دلیل و مدرک اجازه انتخاب آزاد به آنانی که آن روز قدم رنجه کردند و به خیال خود شورایشان انتخاب کردند، ندادید؟ بگذریم از خنده­آورترین بهانه­های ممکنتان که مصلحت را مستند به آن کردید، مپندارید باورش را از جانبمان.

هشدار بادتان دایره "غیرخودی" برچینید و بگذارید در این آخرالزمان کنش مدنی، مانند آن عصرگاه حالمان از هر آنچه اسم آزادی و دموکراسی به دنبال دارد بر هم نخورد. می­دانیم و می­دانید عایدمان از این چنین کنش جز دردسر نیست، مرحمت فرموده شما درد سرمان ندهید.

نوشته شده توسط رامیار | لینک ثابت | موضوع: درد فکر