تبليغاتX
موج سرکش
جمعه پنجم تیر 1388 ساعت 15:15

اصلی­ترین دغدغه مردم ایران اکنون این است که عاقبت وقایع پس از انتخابات منجر به کودتای چه خواهد شد و اعتراضات بی­سابقه مردم به کدامین فرجام خواهد انجامید؟

آنچه تاکنون شاهد بوده­ایم عریان شدن دیکتاتوری بخشی از حکومتگران است که دیگر هیچ شبهه­ای برای نزدیکترین دیدگاه­های نزدیک به خود را نیز برای باور آن باقی نگذاشته­اند. فرایند اخیر، 22 خرداد امسال را نقطه عطف خود قرار داد و آخرین روزنه­های گذار درون حکومتی به دموکراسی را نیز کور کرد و بدینسان نشان داد که حتی مشارکت حداکثری مردم و انتخاب فردی معتدل از درون حاکمیت نیز، زین پس راه به بن­بست می­برد.

به ادعای نگارنده نتیجه اخیر پیامدی مثبت برای پروسه گذار به دموکراسی در ایران خواهد داشت. بسیاری از مردم به این نتیجه درست رسیده­اند که حق خود اگر که خود نستانند، طلبش از هیچ­کس دیگر نتوانند کرد. مهمتر آن­که برای احقاق حق خود (در مورد اخیر انتخابشان) حاضر به پرداختن هزینه شده­اند. این همان خودآگاهی است که لایه­هایی از جامعه که هر کدام حقوق حقه خود را خواهانند، قبلا به آن دست پیدا کرده­اند. اعتراضات مدنی به لایه­های گسترده جامعه رسیده است و از این پس فعالین زنان، دانشجویان و مدافعان حقوق بشر تنها نخواهند بود و همصدا خواهند داشت بیش از پیش.

مهمترین نتیجه وقایع اخیر شکل­گیری خواستی است که خلا حضور هدفی فراجناحی و فراطبقاتی را در این چندین ساله اخیر از بین برده است. خواستی که طیف بسیار گسترده­ای از ایرانیان را در داخل و خارج از کشور همراه و همدل کرده است و حمایت همه جانبه افکار عمومی جهانیان را نیز در پی دارد. اکنون مرز مشترک همه ما گرفتن حقی است که حاکمیت به ناحق از ما گرفته است. حق انتخاب (حتی اگر محدود شده باشد). پایه­ای­ترین حق نوع بشر که به اعتقاد بسیاری تفاوت انسان با دیگر موجودات است از جانب چند ده نفر گرفته شده است و عموم این را برنمی­تابند. احقاق این حق ساده اما بنیادی راه بر ستاندن حقوق دیگر باز می­کند و ایران را در راهی قرار می­دهد که فرجامش روشنی است.

پیامد دیگر کودتای 22 خرداد شکل­گیری اپوزسیون قدرتمند و فراگیری است که بسیاری از حکومتگران سالهای دور و نزدیک انقلاب اسلامی را نیز در بر دارد. خواست حداقلی، سبب گرد هم آمدن طیفی چنان گسترده از خیرخواهان (!) مردم ایران شده که نمونه­اش را فقط شاید در هنگام انقلاب 57 شاهد بوده­ایم. این امر برای رسیدن به خواست­های حداقلی، اتفاقی خجسته است و اهمیتش افزون می­شود هنگامی که احقاق خواست­های حداقلی فعلی مردم ایران در تقابل مستقیم با بدنه توتالیتر حاکمیت ایران قرار گرفته است و وقوعش شکستی سنگین برای دیکتاتوری است.      

در کوتاه مدت اما، اعتراضات سبزی که به لطف و برکت حضور سربازان گمنام به وحشیانه­ترین طریق ممکن رنگ سرخ به خود گرفت و در خون آغشته شد، در پی حکومت نظامی و خفقان شدید حاکم، رفته رفته از دامنه­اش کاسته شده و موقتا فرو خواهد نشست. ندای حق­طلبی اما می­ماند، پررنگ­تر از همیشه. ندا می­ماند.

نوشته شده توسط رامیار | لینک ثابت | موضوع: انتخابات ریاست جمهوری 88 
دوشنبه یکم تیر 1388 ساعت 22:27
ندا بمون
صداي چهچه پرنده ها تو كوچه ها
لباس سبز جنگلا و عطر اين شكوفه ها
مي گن بهار اومد
نرو ندا

ندا بمون
با مردمت تو كوچه ها بخون
بگو كه زنده باد زندگي و مرده باد مرگ
بگو بتابه آفتاب و بره تگرگ

ندا بمون
ندا نگاه كن به شهر
داره مي لرزه پايه هاي قصر
بلندتر از هميشه ان چناراي ولي عصر
خيابونا پر از "خس" ه
براي بعضيا هوا پسه

ندا نترس
اينا كه مي شنوي گلوله نيستن، ترقه ان
بهانه ان براي شعله ور شدن، جرقه ان
ما آتيشيم
با باتوم و تفنگ
بيشتر
شعله ور مي شيم

ندا بمون
خبر آوردن از افق
مي گن سپيده سر زده
مي گن سحر به در زده

ندا! ندا!
نفس بكش
بلند شو
يه ضربدر رو اين قفس بكش

نرو ندا
صبر كن
نگا به پشت ابر كن
يه روزنه
خورشيد خانم مي خواد بياد
همون كه مثل تو "زن" ه

ندا نرو
ندا تو رو خدا نرو...

نوشته شده توسط رامیار | لینک ثابت | موضوع: انتخابات ریاست جمهوری 88 

یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 ساعت 0:29
خون و ناله  و اشک و ... بغض.

 

نوشته شده توسط رامیار | لینک ثابت | موضوع: انتخابات ریاست جمهوری 88 
پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 ساعت 22:8

می دانستیم که این انتخابات نیز همانند همه آن چه در نظام جمهوری اسلامی انتخابات نام گرفت فاقد بسیاری از مولفه­های انتخاب آزاد است و قصد شرکتش کردیم. چه آن که حداقلی از تغییر را که با ابزارهای موجود نیز قابل تحصیل است را نیز غنیمت شمرده و لازمه تغییراتی کلان­تر و ساختاری­تر دانستیم. براساس آن­چه گفتمان مطالبه­محوری نام گرفت بسیاری از ما مطالبه­محوران خواست­های حداقلی خود را از کاندیداها خواستیم و براساس میزان پاسخ­گویی آنان و براساس میزان تطابق برنامه­ها و ضمانت اجرایشان کاندیدای مطلوبمان "مهدی کروبی" گردید.

کروبی و تیم مشاورانش در انتخابات اخیر منطق و عقلانیت جامعه ایران را نشانه گرفتند و نتیجه­اش آن شد که خواهیم دید و وزن واقعی عقلانیت سیاسی جامعه ایران را نشان خواهد داد. ایرانیان دیرگاهی است که بیش از آن که جانب منطق گیرند، دنبال احساس راه افتاده­اند. در این دوره از انتخابات نیز شاهد آن بودیم که احساس حرف اول را زد. عامه مردم قبل از آن که زحمت خواندن، گوش دادن و اندیشیدن به خود دهند، می­ببینند. بر این اساس دوری خودخواسته کمپین انتخاباتی کروبی از آن چه امسال شاهد بودیم و ورود رنگ در تبلیغات بود، سبب عدم تهییج جامعه احساسی ایران به خصوص دختران و پسران جوانی بود که دو سه هفته انتخابات تمام آن­چه محدودیت حاکم از آنان گرفته است را در کوی و برزن فریاد کشیدند.

مثال عینی تهییج احساسات "موج سبز" حامیان میرحسین موسوی بود که به مثابه کامل موج احساسات عامه را همراه خود کرد. آن کس سوار و همراه موج می­گردد اختیار از خود ندارد و تابع موج است، چنان که هواداران سبزپوش در این دوره بودند. بگذریم از عاقلان این طیف که تمام استدلالشان برای حمایت از موسوی شکست احمدی­نژاد بود (گویی با دیگری این امکان نیست) بسیاری از حامیان وی تا بدانجا عنان منطق از دست دادند که حتی حمایت طیفی از بسیج و سپاه از موسوی را نیز به فال نیک می­شمردند، پوپولیسم سبز بهترین و مطمئن­ترین طریق غلبه بر پوپولیسم احمدی­نژاد شد و لذا اگر اتفاق خارج از اراده­ی عام روی ندهد (که روی داده است بسیار) نتیجه انتخابات پیش رو ریاست میرحسین موسوی خواهد بود بر جمهور ایران.

خوب روزگار اما وزن آن بخش از جامعه ایرانی که مطالبه دارد و شرایط احقاقش را می­طلبد، چنان بالا رفته است که موسوی نیز علی­رغم میل باطنیش شاید به اجبار بخشی از برنامه­ها و شعارهای اخیرش را بر آن اساس تدوین کرده است. پرواضح است که زیستن در کشوری که عنان قوه مجریه­اش دست کسی چون موسوی باشد، بهتر است از تجربه 4 سال دیگر از شبهه فاشیسم احمدی­نژاد. این مسئله اما حسرت عدم انتخاب شیخ کروبی را تسلی نمی­دهد. افسوس و دریغ و حسرت نثار مردمانی باد که به شاهد می­گیرمشان فرصتی که در این دوره سوزاندند.

من فردا رای خواهم داد. نام "مهدی کروبی" را پررنگ و خوش خط بر برگ رأیم می­نویسم و نظاره می­کنم انتخاب دیگری را. بر فرض عدم تقلب در انتخابات با احترام شاهد انتخاب ملتم خواهم بود و فردای انتخاب  هرکدام دیگر به ریاست جمهوری ایران، به صف منتقدان جدی اما منصف وی می­پیوندم. باشد که خیال سبز شما رنگ واقعیت گیرد و روزگارمان خوش گردد.     

نوشته شده توسط رامیار | لینک ثابت | موضوع: انتخابات ریاست جمهوری 88 
یکشنبه سوم خرداد 1388 ساعت 0:58

امروز مقدمات ستاد شهروند آزاد کرمانشاه جنبه اجرایی به خود گرفت و خلاصه نشان ما هم از در و دیوار بالا رفت. شهروند آزاد دیر آغاز به کار کرد٬ اما به هر حال هست و حتما تاثیرگذار هم خواهد بود.

تا این ساعت در این مخ من فرو نرفته است که این آقای میر و سید را نتخریبانم. معترفم که ردیف دلایلی دارم از برای اثبات عدم لیاقت شخص شخیصشان جهت ردای صدارت. بزرگترین دلیل حامیانش نیز هم در کتم نمی رود که ایشان رای بیشتری برای شکست احمدی نژاد دارد. زیرا اصولا و اکیدا مخالف این عادت دیرینه ایرانی هستم که "حالا بذار این بره"٬ چه آنکه حال کنونمان که همگی رهایی از شرش می خواهیم٬ نتیجه چنین تدبیری بود و چاه از چی چاله نصیبمان کرد.

این که موسوی چاه پس از چاله احمدی نژاد است قطعا اغراق است و غیرقابل قبول. اما معتقدم در آمدن از چاه احمدی نژاد و افتادن در چاله موسوی انرژی می کاهد از جماعتی که بار دیگر شاید انرژی صرف تغییر کرده اند. حکایت بازیکن فوتبالی است که تمام توان خود را برای شوت توپی پلاستیکی به کار می گیرد. حسش کرده اید اگر٬ می دانید از چه سخن می گویم.

"احمد تقوایی" اندر برنامه تفسیر خبر تلویزیون صدای آمریکا کلی تعریفاند از کروبی و اشاره ویژه هم کرد به تشکیل ستاد شهروند آزاد. "خاتمی" نامی هم تاییدش می کند. احمد باطبی نیز هم گفتمان حقوق بشری کروبی و همراهانش را ستود. مرسی.

   

نوشته شده توسط رامیار | لینک ثابت | موضوع: انتخابات ریاست جمهوری 88 
شنبه دوم خرداد 1388 ساعت 1:35
  • با این پست به مدت ۱ ماه رسما دغدغه ام انتخابات می شود (یعنی باید بشود). به عنوان مسئول کمیته حقوق بشر ستاد شهروند آزاد کرمانشاه مگه میشه دغدغه دیگری هم داشت؟ حاشا و کلا.
    سعی ام بر آن است که تنگ نموده و مطلب از پی مطلب به رشته تحریر در آورم و به فیض برسانم عالم را در این مدت از برای حضور در صحنه و رای به شیخ مهدی کروبی.
  • میرحسین در اولین حضور تلویزیونی اش مطابق انتظار ظاهر شد و چیزی ازش نماسید. از پرتقال و تولید داخلی و اقتصاد ملی گفت و این که امام گفته سیگار رو گران کنید اما نه اون سیگاری که مستضعفین می کشند.
    موسوی برخلاف من و شما زحمت کشیده و تورم و بیکاری را کشف کرده اند و بی برنامه ای خاص در صددند که رفعشان نمایند.
    از سیاست خارجی و توسعه سیاسی و آزادی بیان و دانشجو و زندانی سیاسی و زن و اقلیت و ... تا اطلاع ثانوی خبری نیست. ظاهرن مثل بیانیه هاشان تا کروبی ننالد ایشان همراهی نمی کنند. باید بود و دید که کروبی یک شنبه شب از این مسائل "با دوربین" سخن می راند. 

 

نوشته شده توسط رامیار | لینک ثابت | موضوع: انتخابات ریاست جمهوری 88 
دوشنبه پنجم اسفند 1387 ساعت 1:14

همچنان مشتاق ارائه دلایلی محکمتر از رایج ترین توجیه حضور محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ که همانا بهبود شرایط و فرار از احمدی نژادیسم است٬ هستم. سراغش اگر داشتید شوق دانستنش دارم٬ باشد که رایم قرین معرفت باشد٬ بیشتر و بیشتر. با این توضیح لازم که تا اطلاع ثانوی رای من خرج حضور در انتخاباتی که شواهد گویای شباهت بی چون و چرایش از نظر میزان آزادی انتخاب و به بیانی شأنش به رای دهنده به چندین انتخابات گذشته دارد٬ نخواهد شد. لذا مطلوبیت انتخاب کروبی با حداقل رأی البته که می بایست بدون برگه رأی من باشد!! این که کجای چنین عملی با دموکراسی تجانس دارد را خود نیز معترفم و اصولن وقوع چنین واقعه ای را مطلوب از آن جهت می دانم که بی گمان لااقل تا خرداد ۸۸ بستر آزادی انتخاب از برای دموکراسی در جامعه سیاسی ایران ممکن نبوده و لذا مستدعی توده همیشه در صحنه انتخاباتم که مرحمت نموده و با حداکثر ۱۰ میلیون رأی کروبی را رییس جمهور کرده و خیال این پیرمرد تشنه قدرت را یک بار برای همیشه راحت کنند و نیز خیال من را که روز انتخابات و بعدش با آسودگی خیال بخوابم و گذار لاک پشتی ایران به دموکراسی را خواب بینم٬ فتنه خوابش به!!

پس از پیوستن چندی از صاحب نظران اصلاحات (از نوع کمتر غیرخودیش) به جماعت هوادار کروبی٬ از آن جمله عباس عبدی٬ جمیله کدیور٬ عمادالدین باقی٬ محمد قوچانی و غلامحسین کرباسچی٬ مطلبی خواندم که پی واکاوی چنین عملی از جانب اینان رفته است. در این مطلب به ویژه در مورد عبدی حمایتش از کروبی به ندامتش از تز تندروانه ی خروج از حاکمیت تعبیر شده است. من اما گمان می برم در مورد افرادی چون سروش٬ زیدآبادی و عبدی٬ ترجیح کروبی به خاتمی نه از بابت ندامت و نزدیکی به قدرت که از جهت تشخیص تکلیفشان با حاکمیت است٬ همانی که قبلنش گفتم که دل در آن نتوان بست. از دید اینان کروبی با توجه به همرنگی بیشترش با صاحبان همیشگی قدرت و نیز سبقه قابل دفاع ترش در کدخدامنشی گاه و بی گاهش که اندک سودی نصیب غیرخودیهای حاکمیت کرده است٬ فضای کم تنش تری را مهیای تداوم فرایند شکل گیری جنبش گسترده حق خواهی خواهد نمود.

از هم اکنون جنجالهای دار و دسته بنیادگرایان سر راه خاتمی خبر از تنش بیشتر از دو دوره دیگر ریاست جمهوری خاتمی می دهد. طرح بحث ترور خاتمی٬ فیلترینگ یاری نیوز و نطقهای کم و بیش این جماعت گواه این ادعاست. به اعتقاد من از آنجایی که نتیجه ریاست جمهور بودن خاتمی با کروبی (از جهات سیاست خارجی٬ وضعیت اقتصادی و معیشت مردم٬ آزادی بیان و مطبوعات و ...) تفاوتی کمتر از ۱۰ درصد خواهد داشت و با توجه به جذابیت بیشتر خاتمی برای جلب نخبگان جامعه و در نتیجه بردن آنان به خلسه ی انتظار فرج از بالا به پایین و متعاقب آن کند کردن تیزی اثر جامعه مدنی٬ هم چنان و تا زمانی که شاهد خاتمی متفاوت از قبل نباشیم٬ در این قحط الرجال جبهه اصلاحات ترجیحم کروبی است.   

 

نوشته شده توسط رامیار | لینک ثابت | موضوع: انتخابات ریاست جمهوری 88 
دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 ساعت 0:46
 قسمت دوم:
 
- تو هنوز دانشجویی.
 
+ یعنی چی؟
 
- یعنی هنوز تو فاز احساسی و آرمان و ایده‌ال.
 
+ نرو تو تریپ عقل کل بازی. به نظرت کدومش آرمانی تره٬ این که مرتب و اتوکشیده بری رای بدی به خاتمی (با تمام ذهنیتی که من و تو داریم ازش) و بشینی خونه و از گذار به دموکراسی حالشو ببری یا این که واقعیت موجود نظام سیاسی ایران رو قبول کنی و برای ساختن جامعه مدنی خودت تلاش کنی؟!
 
- نه عزیزم. قرار نیست دست رو دست وایسیم. هدف تعریف کنیم٬ مرحله به مرحله٬ گاه به گام. تو تا غول مرحله اول رو نکشی نمی‌تونی بری غول مرحله هفت رو بزنی. تمام زندگی مثل گیم می‌مونه.
 
+ خاتمی سقف عملکردش مشخصه٬ امتحان پس دادس. خاتمی و دور و بریاش مشخصن گفتن که تمام اصول قانون اساسی و از جمله اصل 110 را اعتقادا و التزاما قبول دارن. این یعنی کم کردن اختیارات رییس جمهور به کمتر از 20 درصد. همونطور که خودشم گفت: تدارکاتچی.
 
- خوب خاتمی هم یه پله است از یه نردبون٬ قرار نیست درجا بزنیم.
 
+ خاتمی پله آخره از یه نردبان کوتاه که به اون بامی که ما میخوایم نمی رسه. قدش کوتاهه.
 
- مسئله اینه که بعد از رفتن خاتمی به هر علت پیشرفتی حاصل نشد که بریم سراغ نفر بعد. متاسفانه شدیم مورچه‌ای که یه سانت می‌ره بالا 10 سانت سر می‌خوره پایین.
 
+یادت نره که احمدی نژاد محصول خاتمیه. انتخاباتی که حتی هاشمی هم گفت تقلب داشته رو خاتمی برگزار کرد. سوال. اگه واقعن یه دولت نمیتونه انتخاباتی رو برگزار کنه که حتی طرفدارای خودش توش باشن دیگه میخواد چی رو اصلاح کنه؟
 
- مگه رئیس‌جمهور چقدر رو سپاه کنترل داره که اگر تقلبی از جانب اونا سر زده خاتمی رو مقصر بدونی؟
 
+ چی از دستش میاد؟ خب اگه نداره و نمیتونه دیگه این همه اصرار برای چی؟ نمیتونست تو یه بیانیه به مردمی که بهش رای دادن بگه نمیذارن من انتخابات برگزار کنم. فقط بگه.
 
- کس دیگه‌ای می‌تونه؟ به نظر من هیچ‌کدوم نمیتونن. سپاه اگر با احمدی‌نژاد هم مخالف باشه کاری رو که بخاد انجام می‌ده.
 
+ خوب نتیجه؟
 
- ول کنیم بازم احمدی‌نژاد؟ بازم فشار اقتصادی؟ بازم اختناق و بگیر بگیر حجاب؟ بازم جنجال بین‌المللی؟ بازم بازگشت به عقب؟
 
+ نه ما که این رو میدونیم٬ یک بار برای همیشه کار رو اساسی انجام بدیم. من دقیقن برعکس تو میگم
واقع گرایی اینه که از جامعه شروع کنیم. توی این سیستم فرد نمیتونه کاری بکنه حتی نوری و ... ولی فرد میتونه از جمعیتی که پشتشه به عنوان اهرم فشار استفاده کنه که خاتمی نشون داده اهل این کار نیست. برای اصلاحات تدریجی و واقعی باید جنبش اجتماعی شکل بگیره.
 
- خوب قبول. اما چه اشکالی داره همزمان آدم نرم‌تر و کم‌تر مشکل‌داری بشه رییس‌جمهور که چه بسا کاتالیزور هم بشه.
 
+ اشکال اینه که پروسه ایجاد جنبش اجتماعی رو میندازه عقب. کاتالیزور که هیچ٬ مانع هم میتونه باشه.
 
 
پی نوشت۱: بحث همین جا تمام شد٬ مشخص است که ناتمام. من البته آماده ادامه بحث بودم اما لایق شاید که نه.  
نوشته شده توسط رامیار | لینک ثابت | موضوع: انتخابات ریاست جمهوری 88 
شنبه بیست و ششم بهمن 1387 ساعت 23:38

پیش نوشت۱: حجم عمده ی آنچه سخنش نامند و از ذهن امثال ما می تراود نه در قالب جملات گنده ای است که پی فکری گاه بسیار به رشته تحریر می آید و آنگاه وجود می یابد که در قالب شکسته کلمات خودمانی پا به عرصه می نهد. پس جای تامل دارد این دسته از سخن٬ چرا که مخاطبش بیشتر باشد شاید. نمونه اش می تواند بحثی باشد پی چتی اینترنتی. موضوع روز٬ انتخابات. خط تیره ای که من باشم مشخصه٬ اگر که خواننده سابقه ی کوچکی از ذهنیتم داشته باشد.

پیش نوشت۲: علی الظاهر دوستانی که وبلاگ من را می خوانند کم حوصله تر از این بوند که بدانند کدام خط تیره من هستم. در نتیجه برای از دست ندادن همین اندک مخاطب٬ من + شدم.

قسمت اول

- یه کم درباره نوری حرف بزن. چجوری فکر می‌کنی بودنش اینقدر می‌تونه مفید باشه؟ 

+عرض شود مردم ما باید بدونن چه حقوقی دارن٬ حقوق شهروندی. مشکل اول ما ناآگاهی شهروندان به حقوقشونه. پس ضرورت اول به نظر من آگاهی رسانیه که برای اون باید رسانه و آزادی بیان باشه٬که نیست. انتخابات فرصت خوبیه که از آزادی نسبی که حول کاندیدا پیش میاد و البته تبلیغات و رسانه دور و برش آگاهی سازی کرد. مردم آگاه برای رسیدن به حقوقشون تلاش می کنند٬ حداقل قسمتیشون. این تلاش در حالت ایده آلش میشه یک جنبش اجتماعیکه در مرور زمان میشه عامل اصلاحات بنیادین و البته پایدار.
 
ربط اینا به نوری چی چیه
 
+ نوری شخصیه که امکان ایجاد این موج رو داره٬ دیدگاهش٬ شجاعت بیانش و شفافیتش
 
- و اینکه چند تا کاندیدا باشن هم چقدر سود داره؟
 
+  چند تا کاندیدا از کجا؟
 
- از طیف اصلاح طلبان
 
+من تا اینجای کار کاندید اصلاح طلب ندیدم. اینا فقط به اسمن. کسی دنبال اطلاح نیست. سهم از قدرت میخوان.
 
- به دنبال قدرت بودن بده؟
 
+اگر همزمانش حق خواهی نباشه٬البته. اگر قراره من شهروند به حقم نرسم چه فرقی میکنه که احمدی نژاد باشه یا خاتمی؟
 
- چرا قضیه رو اخلاقی می‌کنی؟ قراره یه نفر به قدرت برسه. واسه اینکه بمونه باید من شهروند رو راضی نگه داره٬ حقوقم رو بده و ...
 
+ خودتم میدونی اینجور نیست توی سیستم حکومتی ایران. تو صاحب قدرت رو نمیتونی بکشی پایین
 
- می‌خواد حزب کارگر باشه می‌خواد اردوغان باشه. تو این سیستم باید اهداف کوتاه‌مدت- میان‌مدت- و بلند مدت تعریف کرد. کوتاه‌مدتش اینه که کسی مثل احمدی‌نژاد رییس‌جمهور نشه که اوضاع بدتر نشه
زمینه آماده بشه واسه مرحله بعد مثل نوری!!!
 
+اهداف کوتاه مدت با خواب زدگی فرق میکنه. قبلا که احمدی نژاد نبود. سابقه نشون داده که ما یکی رو رییس جمهور میکنیم دیگه خودمون می خوابیم به خیال اون. یادت نره 8 سال٬ شایدم 16 سال این شرایطی که تو میگی رو تجربه کردیم. تحول در نظام ایران باید از پایین به بالا باشه٬ با ایجاد جامعه مدنی
 
- با اصرار و صرف انرژی روی گزینه‌ای که تنها نتیجه‌اش اینه که کسی مثل احمدی‌نژاد بیاد بالا؟
 
+منظورت نوریه؟؟؟ این رو دیگه نشنیده بودم.
 
- تایید می‌شه؟ باید هماهنگ بود واسه یه گزینه.پخش شدن آرا فقط منجر می‌شه به اینکه رقیب راحت بیاد بالا.
 
+تو شورای نگهبان رو قبول داری؟
 
- نه
 
+ خب پس با این کارت رسمیت نده به کارش
 
-پس باید بزنم تو سرم بذارم هر ... بیاد بالا؟
 
+بحث نفر رو نکنیم بهتره. اگر قراره توی دور باطل خاتمی- احمدی نژاد بیفتیم هیچی عایدمون نمیشه
 
-نه. با شرکت نکردن چی گیرمون میاد؟
 
+ بحث رو قاتی نکن. هر وقت گفتم شرکت نمی کنم. بعد بپرس. من شخصا معتقدم ریاست جمهوری احمدی نژاد برای تسریع اصلاحات بنیادین بهتر از گزینه مثل خاتمیه.
 
- گمان نیکم فلانی
 
+اجازه بده. دوران احمدی نژاد باعث ایجاد چندین جنبش اجتماعی شد. البته هنوز جوان و در اول راه. ولی همین که بدنه ای از جامعه فهمیدن که حکومت قرار نیست حقشون رو بده و حق رو باید بگیرن٬ نتیجه شکست خاتمی و روی کار اومدن احمدی نژاد بود که برای همیشه اصلاحات از بالا در حکومت ایران مرد. حالا یک بحث دیگه. چرا غیر از خاتمی هر کسی میاد میگن رای رو میشکنه؟ جناب سید چرا نمیشکنه؟
 
- برای اینک تایید می‌شه
 
+ مگه کروبی نمیشه؟ هر چند من احتمال زیاد میدم که خاتمی هم با این وضعیت رد بشه. هر چند اصولن قبول ندارم ما در مورد تایید صلاحیت حرف بزنیم.
 
-خوب بین کروبی و خاتمی کدوم یک قدم به جلو محسوب می‌شه؟
 
+ به نظر من کروبی. جدی میگم. توی مختصات کسی که تغییر قانون اساسی موجود رو نمی خواد٬ کروبی گزینه بهتری از خاتمی.
 
-تغییر رو همه می‌خوایم اما به چه روشی؟ روشی منطقی و آرام آرام یا روش‌های رویاپردازانه و غیرممکن؟
 
+ شاید شما دچار فراموشی شدین ولی خاتمی بارها گته که حفظ نظام براش مهمتره تا مصالح مردم.
 
- در عمل خودت هم خوب می‌دونی که کروبی خیلی وفادارتره و تو منتهاالیه سمت راست جناح چپ قرار دارد.
 
+ و چونکه وفادارتره لابی هاشم بیشتره و  در ضمن سابقش نشون داده که خط قرمزش از خاتمی مشخص تره.
 
- یعنی چی؟
 
+ خاتمی در مقابل هیچ کدام از فشارهایی که بهش آوردن موضع نگرفت. اما یک مثال از کروبی: وقتی لقمانیان نماینده همدان رو گرفتن و انداختن زندان.
 
- تو جرا فکر می‌کنی من خاتمی رو بدون اشتباه می‌دونم؟
 
+ وایسا. از صندلیش اومد پایین و گفت هیچ وقت روی صندلی ریاست مجلسی نمیشینم که نماینده ش تو زندونه و لقمانیان بلافاصله آزاد شد. خاتمی 2 تا وزیرش رو کتک زدن٬ دم نزد. جلو چشمش دانشجوها رو تار و مار کردن٬ دم نزد. روشنفکرها رو کشتن٬ دم نزد. دو تا لایحه خودش رو با حکم حکومتی رد کردن٬ دم نزد.
 
- تو طرفدار کروبی نیستی؟
 
+من اگه قرار باشه کاندیدایی که اصلاحات ساختاری بخواد نیاد تو میدان٬ گزینه مطلوبم انتخاب کروبیه با حداقل رای.
 
 
ادامه دارد ...
نوشته شده توسط رامیار | لینک ثابت | موضوع: انتخابات ریاست جمهوری 88 
یکشنبه بیستم بهمن 1387 ساعت 18:40

http://khordaad.com/sNews.aspx?Id=500مطرح نمودن نام عبدالله نوری از جانب سازمان ادوار تحكيم وحدت از همان نخستين روزها، مواجه با اين استدلال مخالفينش بود كه ايشان با رد صلاحيت شورای نگهبان امكان حضور در عرصه انتخابات رياست جمهوری سال 88 را پيدا نخواهند كرد. موافقين اين اقدام اما، ابتدا جماعت مخالف را بر حذر مي­دارند از اين كه خود به استقبال اقدامات غيردموكراتيك شوراي نگهبان نرفته و مهر تاييد بر نظارت استصوابی نزنند. نيز از امكان ايجاد جنبش اجتماعی گسترده­ای در پي اعلام كانديداتوری نوري سخن به ميان مي­آورند و اين كه بروز اين يك، آن قبلي را تحت تاثير شايد كه قرار دهد و نوري از خوان شورای نگهبان بگذرد و به پشتوانه جنبش حاميش تكيه بر مسند رياست جمهوری دهد. مهمتر از رياست جمهور شدن نوری موافقان حضور وي ايجاد جنبش اجتماعی را نشان رفته بودند چه آنكه بر اين عقيده­اند كه بنای دموكراسی را از پايين به بالا بايد كه نهاد.

گاه براي چنين سخناني درنگ شده است گويا، چه آنكه نخواستن بسياری و از جمله خود شخص عبدالله نوری، امكان ايجاد چنان جنبشی را به رؤيايی دوردست­تر تبديل كرده است كه به احتمال بسيار گاه انتخابات رياست جمهوری براي وقوعش زود است. برداشتی چنين، موافقان حضور نوري را در روزهاي اخير دچار انفعال و سكوی به ناچار نموده است كه مبادا تداومش. بارقه­ی اميدی كه مطرح نمودن نام ايشان ايجاد كرد و روی برتافته­ی بسياری را متوجه كنش جامعه سياسی ايران نمود، اكنون رفته رفته رخت بر می­بندد و انفعال آغاز میگردد و يأس ناگزير.

مصاحبه­ اخير جناب نوری با نشريه صنعت و توسعه و تاكيد ايشان بر ضرورت تغيير قانون اساسی و به ويژه اداره غيرمتمركز كشور، همراه با شعف ديدن چنين سخنانی، حسرتی صد چندان نصيب كرد از بابت به هدر دادن فرصتی اين چنين. عمر فرصت­سوزی ما ايرانيان به سر نيامده است گويا.

تصور كنيد با اعلام رسمی كانديداتوری عبدالله نوری و مطرح­شدن چنين مباحثی از جانب ايشان در قالب مواضع و اهداف انتخاباتيشان چه بهره­ها در انتظار جريان تحول­خواه كشور می­بود. فی­المثل تاثيری كه اين نكته مطرح­شده در مصاحبه، طي اين مدت اندك گذاشته را چند قلم فعالين هويت­طلب مي­بايست جوهر تمام می­كرد پي تبيين و تبليغش، بي­آنكه هزار و يك برچسب ناروا بر پيشانيش نخورد؟! 

گفتمانی كه نوری می­تواند (می­توانست؟) بانی ايجادش باشد بهره ی عظيمش نصيب مردمي خواهد شد كه ميان دايره بسته­اي گير كرده­اند كه به آنان صرف حضور در انتخابات ارج می­گذارد و هر از گاهی نردبان قدرت اين يا آن جريان سهم­خواه از قدرت می­شوند. نوري دارای مواضعی است كه نشانگر بينش عميق ايشان به وضعيت موجود جامعه ايران و مهمتر از آن راه برون­رفت از انسداد موجود و سير سالم به ايرانی آزاد و دموكراتيك می­باشد. مطرح كردن چنين بينشی در قالب موجه مبارزات انتخاباتی، امكان دسترسی را براي طيف گسترده­ای از جامعه را ايجاد نموده و گفتمانی در پی خواهد داشت كه والاترين ثمره­اش آگاهی است كه اساس حق­خواهی خواهد شد.

متصور شويم طرح ديدگاه­های نوری را به طور مثال در مورد اقليت­های قومي، زنان، كارگران، دانشجويان و معلمان در صحن علنی جامعه. موج برآمده از آن را در نظر گيريد كه همراه می­شود با جنبشی كه از قبل متعلقان به هر كدام از اين جريانات ايجاد نموده­اند و برآيند خوش­يمن آن ايجاد جنبشی فراگير برای آزادی، برابری و استقرار راستين دموكراسی در ايران خواهد بود.

از وهم درآييم، حسرت حضور نوری گويا به واقعيت تبديل می­شود؟!  

پی نوشت ۱: این مطلب در روز منتشر شد (اینجا).
پی نوشت ۲: این مطلب در ادوارنیوز منتشر شد (اینجا). 
پی نوشت ۳: این مطلب در خرداد منتشر شد (اینجا).

نوشته شده توسط رامیار | لینک ثابت | موضوع: انتخابات ریاست جمهوری 88