می دانستیم که این انتخابات نیز همانند همه آن چه در نظام جمهوری اسلامی انتخابات نام گرفت فاقد بسیاری از مولفههای انتخاب آزاد است و قصد شرکتش کردیم. چه آن که حداقلی از تغییر را که با ابزارهای موجود نیز قابل تحصیل است را نیز غنیمت شمرده و لازمه تغییراتی کلانتر و ساختاریتر دانستیم. براساس آنچه گفتمان مطالبهمحوری نام گرفت بسیاری از ما مطالبهمحوران خواستهای حداقلی خود را از کاندیداها خواستیم و براساس میزان پاسخگویی آنان و براساس میزان تطابق برنامهها و ضمانت اجرایشان کاندیدای مطلوبمان "مهدی کروبی" گردید.
کروبی و تیم مشاورانش در انتخابات اخیر منطق و عقلانیت جامعه ایران را نشانه گرفتند و نتیجهاش آن شد که خواهیم دید و وزن واقعی عقلانیت سیاسی جامعه ایران را نشان خواهد داد. ایرانیان دیرگاهی است که بیش از آن که جانب منطق گیرند، دنبال احساس راه افتادهاند. در این دوره از انتخابات نیز شاهد آن بودیم که احساس حرف اول را زد. عامه مردم قبل از آن که زحمت خواندن، گوش دادن و اندیشیدن به خود دهند، میببینند. بر این اساس دوری خودخواسته کمپین انتخاباتی کروبی از آن چه امسال شاهد بودیم و ورود رنگ در تبلیغات بود، سبب عدم تهییج جامعه احساسی ایران به خصوص دختران و پسران جوانی بود که دو سه هفته انتخابات تمام آنچه محدودیت حاکم از آنان گرفته است را در کوی و برزن فریاد کشیدند.
مثال عینی تهییج احساسات "موج سبز" حامیان میرحسین موسوی بود که به مثابه کامل موج احساسات عامه را همراه خود کرد. آن کس سوار و همراه موج میگردد اختیار از خود ندارد و تابع موج است، چنان که هواداران سبزپوش در این دوره بودند. بگذریم از عاقلان این طیف که تمام استدلالشان برای حمایت از موسوی شکست احمدینژاد بود (گویی با دیگری این امکان نیست) بسیاری از حامیان وی تا بدانجا عنان منطق از دست دادند که حتی حمایت طیفی از بسیج و سپاه از موسوی را نیز به فال نیک میشمردند، پوپولیسم سبز بهترین و مطمئنترین طریق غلبه بر پوپولیسم احمدینژاد شد و لذا اگر اتفاق خارج از ارادهی عام روی ندهد (که روی داده است بسیار) نتیجه انتخابات پیش رو ریاست میرحسین موسوی خواهد بود بر جمهور ایران.
خوب روزگار اما وزن آن بخش از جامعه ایرانی که مطالبه دارد و شرایط احقاقش را میطلبد، چنان بالا رفته است که موسوی نیز علیرغم میل باطنیش شاید به اجبار بخشی از برنامهها و شعارهای اخیرش را بر آن اساس تدوین کرده است. پرواضح است که زیستن در کشوری که عنان قوه مجریهاش دست کسی چون موسوی باشد، بهتر است از تجربه 4 سال دیگر از شبهه فاشیسم احمدینژاد. این مسئله اما حسرت عدم انتخاب شیخ کروبی را تسلی نمیدهد. افسوس و دریغ و حسرت نثار مردمانی باد که به شاهد میگیرمشان فرصتی که در این دوره سوزاندند.
من فردا رای خواهم داد. نام "مهدی کروبی" را پررنگ و خوش خط بر برگ رأیم مینویسم و نظاره میکنم انتخاب دیگری را. بر فرض عدم تقلب در انتخابات با احترام شاهد انتخاب ملتم خواهم بود و فردای انتخاب هرکدام دیگر به ریاست جمهوری ایران، به صف منتقدان جدی اما منصف وی میپیوندم. باشد که خیال سبز شما رنگ واقعیت گیرد و روزگارمان خوش گردد.


